الحسن بن محمد الديلمي (مترجم :مسترحمى)

67

إرشاد القلوب (فارسى)

وَ ابْيَضَّتْ عَيْناهُ مِنَ الْحُزْنِ فَهُوَ كَظِيمٌ « 1 » سفيد گرديد چشمانش از حزن و اندوه ، و حزن و اندوهش نبود مگر براى عبادت پروردگار نه جزع و فزع از فراق يوسفش . و مرويست كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم هميشه محزون و دائم الفكر بود زيرا حزن از صفات مردم نيكوكار است ، بدرستى كه خداوند دوست ميدارد هر قلب محزون را . و از اين جهت است كه هر گاه دوست بدارد قلبى را ميگشايد در آن قلب پردهء از حزن را ، و حزن قرار نميگيرد در قلبى مگر آنكه سالم باشد ، و از ايمان خراب نباشد ، چون قلبى كه خراب باشد و خالى از ايمان باشد محزون ( از گناه ) نخواهد بود . و براى همين است كه گفته‌اند اگر در ميان امتى قلب محزونى باشد خداوند آنها را بيشتر ترحم خواهد فرمود . چنين گويد ( ديلمى ) عجب نيست از اين كه انسان محزون باشد بلكه تعجب در اينست كه چگونه ساعتى قلبش خالى از حزن ميماند ، و سزاوار هر كسى است كه قلبش محزون باشد زيرا در راه سفر دور و درازى است كه اول منزل آن مرگست و محل ورودش قبر است و بازگشت بقيامت و موقفش حضور پروردگار است ، و اعضا و جوارحش بر اعمال او شهادت ميدهند و رفتار و كردار پنهانيش آشكار شود ، و داخل صبح و شام مىشود در حالى كه بيم آن ميرود كه نعمت ( مالى و صحت بدن ) از او زايل گردد ، و بمقاصد و آرزويش نرسد ، و روبرو شود با بلاهاى ناگهانى ، و چگونه دل آدمى محزون نباشد و حال آنكه أجلش حتمى است و علت

--> ( 1 ) . 84 - يوسف